زمان تغییر فرارسیده است
شهلا صمصامی
با انتخاب
معاون های ریاست
جمهوری و برگزاری
کنگره ها،
مبارزات انتخاباتی
برای رسیدن به
کاخ سفید به اوج
خود رسیده است.
در تاریخ
معاصر برخی از
مفسرین این انتخابات
را با وقایع مهمی
مانند فرو ریختن
دیوار برلین مقایسه
می کنند.
فرو ریختن این
دیوار سنبل پایان
جنگ سرد و شروع
اتحاد صلح آمیز
در اروپا بود. در این انتخابات
برای نخستین بار
یک آمریکائی سیاهپوست،
نسل دوم یک مهاجر
آفریقایی که مادرش
سفید پوست است،
کاندیدای ریاست
جمهوری شده است. برای بسیاری
در آمریکا و در
دنیا این می تواند
آغاز دورانی باشد
که سیاه و سفید
در این مقطع مهم
تاریخی به تساوی
می رسند و یا راه
برای تساوی و پایان
تبعیضات نژادی
باز می شود.
«مک کین» نیز با
انتخاب یک زن بعنوان
معاون ریاست جمهوری
قدم جدیدی برای
تغییر در حزب جمهوریخواه
برداشته است.
انتخاب
«جو بایدن» سناتور
با سابقه برای
معاونت ریاست جمهوری
اعتبار و تجربه
ی «بایدن» را بویژه
در امور سیاست
خارجی آمریکا به
«براک اوباما» می
افزاید.
«مک کین» از سوی
دیگر با انتخاب
«سارا پیلن» Sara Palin فرماندار
جوان آلاسکا به عنوان
معاون خود شاید ریسک
بزرگی در گزینش
یک فرد شناخته
نشده کرده است. کمتر از 2
ماه به انتخابات
ریاست جمهوری،
آنچه مشخص است،
اینست که هیجان،
اشتیاق و کنجکاوی
مردم رو به افزایش
است.
شاهد
تاریخ
زمانی که
پنجشنبه شب در
پایان کنگره دمکرات
ها «براک اوباما»
در وسط استادیوم
80 هزار نفری ظاهر
شد و در میان فریادهای
شادی و تحسین اعلام
کرد که «با سپاسی
عمیق و فروتنی بسیار کاندیدایی
شما را برای ریاست
جمهوری آمریکا
می پذیرم». آن شب دقیقاً
45 سال پس از روزی
بود که «مارتین
لوتر کینگ» در مقابل
200 هزار نفر در بنای
یادبود «لینکلن»
سخنرانی جاودانه
ی خود را بگوش نه
تنها آمریکائیان
بلکه جهانیان رساند.
در زمــــان
این ســخنرانی
که تحــت عنـــــوان
«من رؤیــائی دارم»،
«I have a dream» معروف شده است
نه تنها سیاهپوستان
از حقوق مساوی
با سفید پوستان
برخوردار نبودند،
بلکه ظلم و تبعیض
بحدی بود که سیاه
و سفید نمی توانستند
در یک رستوران
غذا بخورند و یا
در یک اتوبوس با
هم بنشینند. سیاهان هنوز
همان بردگانی بودند
که با زور و خواری
از آفریقا به آمریکا
حمل شدند. حتا «مارتین
لوترکینگ» که جان
خود را در راه مبارزه
برای رفع تبعیض
نژادی گذاشت نمی
توانست باور کند
که 45 سال پس از آن
سخنرانی تاریخی
یک مرد سیاهپوست
در مقابل بیش از
80 هزار نفر می ایستد
و کاندیدایی ریاست
جمهوری آمریکا
را می پذیرد. این یک لحظه
ی تاریخ ساز بود
که دنیا شاهد آن
بود. حتا
مفسرینی که خود
را جمهوریخواه
و طرفدار «مک کین»
می دانند، اذعان
کردند که ما شاهد
یک ورق جدید در
کتاب های تاریخ
آمریکا و جهان
هستیم. آن
صحنه که 84 هزار آمریکایی
از رنگ و نژاد گوناگون،
پیر و جوان با هیجان
پرچم های آمریکا
را تکان می دادند
قابل مقایسه با
روزی بود که «نلسون
ماندلا» در 1994 به ریاست
جمهوری آفریقای
جنوبی رسید. روزی که پایان
آپارتاید بود. انتخاب شدن
یا نشدن «براک اوباما
»به ریاست جمهوری
آمریکا هرگز از
اهمیت آن لحظه
تاریخی که وی در
استادیوم ورزشی
ظاهر شد و کاندیدائی
ریاست جمهوری را
پذیرفت کم نمی
کند. آنشب
دیوارهای تبعیض
فرو ریخت. انتخاب «اوباما»
بعنوان رئیس جمهور
آمریکا بدون شک
باین واقعیت که
آمریکائیان در
قلب خود به تبعیض
نژادی پایان داده
اند صحه خواهد
گذاشت. ولی
در هر حال راه برای
اینکه یک سیاهپوست
و یا یکزن به ریاست
جمهوری آمریکا
برسد باز شده است.
آمریکا
بهتر از این است
بسیاری
معتقدند که ریاست
جمهوری 8 ساله «جرج
بوش» و «نئوکنسرواتیو»ها،
جنگ عراق، رکود
اقتصادی در داخل
و خارج از آمریکا،
بالا رفتن قیمت
نفت از جمله دلایلی
است که آمریکا
یی ها و سایر مردم
دنیا مشتاقانه
در انتظار پایان
دوران ریاست جمهوری
جرج بوش هستند.
بسیاری
بر این عقیده اند
که سیاست های دست
راستی و خشن این
8 ساله، لزوم یک
تغییر اساسی در
سیاست های داخلی
و خارجی را موجب
شده است.
در داخل آمریکا
مردم با
از دست دادن کار
و شغل و خانه هایشان
خاطرات سیاه دوران
بحرانی 1929 را بیاد
می آورند. کودکان زیادی
بی خانمان بوده
و گرسنه می خوابند. بیماران
بسیاری بدون بیمه
و پول کافی در ثروتمندترین
کشور جهان راه
بجایی ندارند. آمریکا اهمیت
اقتصادی و پرستیژ
سیاسی خود را در
این 8 سال بمقدار
قابل ملاحظه ای
از دست داد. در «دنور»
Denver بیش از 2 هزار
ژورنالیست خارجی
حضور داشتند . بنا بگفته
ی خبرنگار برزیلی
این انتخابات تنها
برای آمریکا مهم
نیست بلکه برای
دنیا اهمیت دارد.
«براک اوباما»
با علم باینکه
آمریکا با چالش
های داخلی و خارجی
بسیاری روبروست
در سخنرانی خود
گفت: «چهار سال پیش
من در مقابل شما
ایستادم و داستان
زندگیم را گفتم
که در نتیجه ازدواج
یک مرد جوان از
کنیا و یک زن جوان
از کانزاس فرزندی
بدنیا آمد. اگر چه این
دو جوان وضع مالی
خوبی نداشتند ولی
در یک اعتقاد شریک
بودند و آن این
که در آمریکا فرزندشان
اگر بکوشد هر چه
بخواهد بدست خواهد
آورد. این
همان وعده و امیدی
است که این کشور
را از سایر کشورهای
جهان مجزا می کند. وعده ای که
با کوشش و از خود
گذشتگی، هر کدام
از ما می توانیم
به آرزوهایمان
برسیم و بعنوان
یک خانواده آمریکایی
به فرزندان خود
این اطمینان را
بدهیم که آنها
نیز می توانند
آرزوهای خود را
دنبال کنند. باین دلیل
است که من امشب
در مقابل شما ایستاده
ام. زیرا
در 232 سال تاریخ آمریکا
هر زمان که این
ایده و آرزو در
خطر بود افراد
عادی، زنان و مردان،
دانشجویان و سربازان،
کشاورزان و معلمان،
پرستاران و کارگران
این شجاعت را پیدا
کردند که این ایده
را زنده نگهدارند. ما در یکی
از آن زمان های
مشخص و مهم ملاقات
می کنیم، زمانی
که ملت ما در جنگ
است، اقتصاد در
اغتشاش است و ایده
و آرزوی آمریکایی
بار دیگر بخطر
افتاده است».
«اوباما» اضافه
کرد: «این چالش ها
ساخته ی دست دولت
نیست ولی نتیجه
شکست سیاست های
جرج دبلیو بوش
است».
نقش
معاونان ریاست
جمهوری
در انتخابات
گذشته آمریکا نقش
معاون رئیس جمهور
باین اندازه پر
اهمیت نبوده است. انتقاد مهمی
که جمهوریخواهان
به «اوباما »داشتند
این بوده است که
او تجربه کافی
برای چنین مقام
پر اهمیتی را ندارد.
« اوباما »با انتخاب
«جو بایدن» کوشیده
است باین انتقاد
جواب دهد. نقش تاریخی
و مهم معاون ریاست
جمهوری اینست که
اگر اتفاقی برای
رئیس جمهور بیافتد
معاون او به ریاست
جمهوری برسد. همچنانکه
دیدیم با قتل «کندی»،«جانسون»
بریاست جمهوری
رسید.
«جو بایدن» 65 سال
دارد و 36 سال در سنای
آمریکا خدمت کرده
است تجربه ی بایدن
بویژه در امور
سیاست خارجی آمریکا
قابل ملاحظه است. «بایدن» که
ریاست کمیته ی
روابط خارجی را
در سنای آمریکا
دارد می تواند«
اوباما» را در امور
سیاست خارجی آمریکا
که ظاهراً وی کم
تجربه است کمک
کند. «بایدن»
دوست و همکار قدیمی
«مک کین» است و با
سابقه کار او در
سنا و همچنین روحیات
او آشنایی کامل
دارد. بایدن
از نظر سیاسی لیبرال
بحساب می آید. در مورد ایران
اطلاعات کاملی
دارد و نظر وی در
مورد ایران غیر
خصمانه و عاقلانه
بوده است. «بایدن» در
طول دوران سناتوری
خود به کشورهای
اروپایی و خاور
میانه بارها سفر
کرده است و با مسائل
خاور میانه آشنایی
زیادی دارد.
«بایدن» در زندگی
شخصی با چالش های
مهمی روبرو بوده
و این به اعتبار
او بعنوان یک مرد
قوی، مصمم و خانواده
دوست می افزاید. در 1972 چند روز
پس از اینکه «بایدن»
در سن 30 سالگی بعنوان
سناتور از ایالت
«دلوور» Delaware انتخاب شد،
همسرش و دختر نوزادش
در یک حادثه اتومبیل
کشته شدند و دو
پسر خردسالش بشدت
مجروح و در بیمارستان
بستری شدند. «بایدن» پس
از این حادثه تصمیم
گرفت از رفتن به
سنا خودداری کند
ولی سناتورهای
دیگر او را تشویق
کردند که اینکار
را نکند.
«بایدن» بزبان
خودش این داستان
را بازگو کرد و
گفت که در کنار
بستر پسر خردسالش
در بیمارستان مراسم
سوگند را انجام داد
و به سنای آمریکا
رفت. «بایدن»
چند سال بعد با
همسر دومش ازدواج
کرد. در این
سال ها تقریباً
هر روز پس از پایان
کار با قطار به
خانه اش بازگشته
است. بایدن
که ازخانواده
ای متوسط آمده
و ثروت شخصی قابل
ملاحظه ای ندارد
می تواند در جلب
اتحادیه های کارگری
و طبقه متوسط به
«اوباما »کمک کند. در مورد جنگ
عراق «بایدن» در
2002 به درخواست «جرج
بوش» برای حمله
بعراق رأی مثبت
داد ولی همواره
سیاست های پرزیدنت
«بوش» را در مورد
نحوه برگزاری جنگ
مورد انتقاد قرار
داده است.
معاون رئیس
جمهور برای «مک
کین» از چند جهت
حائز اهمیت بوده
است. یکی
سن اوست. در 72 سالگی
«مک کین» مسن ترین
رئیس جمهور خواهد بود. مشکل دیگر
«مک کین» این بود
که از ابتدا مورد
حمایت جمهوریخواهان
کنسرواتیو و مذهبی
های «اونجلیست»
نبود. اینها
گروه های با قدرت
و پایه های
اساسی حزب جمهوریخواه
هستند. «مک
کین» بخلاف انتظار
بسیاری که «میت
رامنی» را یک کاندیدای
مناسب برای معاونت
می دیدند، فرماندار
آلاسکا که کاملاً
ناشناخته است را
انتخاب کرد. «مک کین» امیدوار
است با انتخاب
«سارا پیلن» 44 ساله
که تنها دو سال
است فرماندار آلاسکاست
رأی بیشتری از
کنسرواتیوها و
زنان را بدست آورد. «پیلن» جوان
بوده و تجربه ی
کافی در امور سیاست
داخلی و خارجی
را ندارد. بنا بگزارش
نشریه ی «وال استریت
جورنال »آشنایی
«مک کین» با «پیلن»
بسیار کوتاه بوده
است. اولین
بار «مک کین» «سارا
پیلن» را در کنفرانس
فرمانداران 6 ماه
پیش ملاقات کرد. یک هفته قبل
از اعلام انتخاب
وی با او تلفنی
صحبت کرد و سپس
دو روز پیش از این
انتخاب، «پیلن»
با سناتور «مک کین»
و خانم «مک کین» ملاقات
حضوری داشت. بنا بگزارش
«وال استریت»، اگر
چه تحقیقات کافی
در مورد «پیلن» انجام
شده، ولی از طرف
گروه های ارتباط
جمعی و گروه های
مستقل دیگر تحقیقات
لازم بعمل نیامده
است.
نشریه «وال
استریت» یادآوری
کرد که انتخاب
«دَن کوئل» Dan Quayle بعنوان یک
چهره جوان و نو
برای «بوش» پدر عاقبت
خوبی نداشت و این
موضوع به کمیته
انتخاباتی «مک
کین» گوشزد شده
بود.
دلیل مهم دیگر این انتخاب اینست که «مک کین» امیدوار است طرفداران «هلری کلینتون» را بطرف خود جذب کند. ولی بقول یکی از مفسرین، طرفداران «هلری» غالباً فمینیست هستند و بدون شک طرفدار انتخاب زن در حق سقط جنین می باشند. در حالیکه «سارا پیلن» موضع های کاملاً م