Home ویژه ایران لیبرال آرشیو ویژه ایران لیبرال کار، کار انگلیسی هاست (5)– نویسنده : jack straw جک استراو- برگردان : کیومرث صابغی

کار، کار انگلیسی هاست (5)– نویسنده : jack straw جک استراو- برگردان : کیومرث صابغی

      فصل چهارم

            شاه اسماعیل اول – هنری هشتم ایران

با کمی بازیگوشی با تاریخ می توان گفت شیعه گری دوران صفویان همانند اصلاح دین( رفرمیسم ) در اروپای شمالی و مرکزی بود و سنی گری عکس العملی در تقابل با آن .  عباس امانت: ایران – یک تاریخ مدرن

  تجربه تاریخی شیعه گری از آن جهت همزاد تجربه ی یهودیت و مسیحیت است که داستان هزاره های شهادت ، اذیت و آزار و رنج بردن است. در مقابل سنی ها بر این اعتقاد راسخ اند که موفقیت واقعی باید از آن آنان باشد. ولی نصر – احیاء شیعه گری

بر گزاری مراسم  عهد نامه ۵ نوامبر سال ۱۶۰۵ ( این مراسم به مناسبت توطئه انفجار پارلمان انگلستان در این سال تبدیل به عهد نامه ای در سال ۱۶۰۶ شد تا هر ساله مراسمی جهت تجدید خاطره آن اتفاق  برگذار شود – مترجم  )  یاد آور نجات جیمز اول ( King James ) پادشاه انگلستان و کشور او ازدست کاتولیک ها ، مبلغین مذهبی و روحانیون مخوف و  بد خیمی است که قصد داشتند پارلمان را منفجر کنند، عملی وحشیانه، غیر انسانی و مخوف که شبیه آن در تاریخ سراغ نیست . 

انگلستان خود کشوری کاتولیک بود تا اینکه هنری هشتم در سال ۱۵۳۴ میلادی رابطه اش را با کلیسای رم قطع کرد و کلیسای انگلیس را بنا نهاد. از سال ۱۵۵۸ میلادی ، بنا به دستور”  فرمان مقام اعظم ”  پادشاهان انگلیس ” مقام اعظم ” و ” مدافع دین ” کلیسای انگلیس بوده مقام های شامخ مذهبی می بایستی فرمانروائی  ملکه  انگلیس را پذیرا شوند. در آغاز کلیسای انگلیس، علیرغم جدایی از کاتولیسیسم رومی ، کاتولیک باقی ماند ، لکن رفته رفته پروتستانتیسم را جایگزین عادات  معمول کلیسا کرد.  از آن  پس کلیسای انگلیس نه تنها نماد باور مذهبی انگلیسی ها و نشانه ی هویت آنان  شد بلکه تا پایان قرن نوزدهم وسیله ای شد جهت استحکام قدرت سکولار دولت . 

در ایران جشن آتش بازی سالانه نشان رعایت مناسک مذهبی نیست، بلکه  برگزاری مراسم ماه محرم گویای دقیق و قاطع آن است.  آن گونه که ما شاهد آن بودیم .  بر سینه کوفتن  و با زنجیر بر پشت زدن در عزای شهادت حسین بن علی .  در انگلستان علت خاص آتش بازی تقریبا به فراموشی سپرده شده است. این آتش بازی نماد زمان جدایی انگلیس از کلیسا شد و تا به امروز هم همچنان پر زور پا بر جاست و به انگلستان حالتی منحصر به  فرد می دهد.  ایران از این نظر خودش را تافته ای جدا بافته تر می بیند که  ناسیونالیسم اش، تاریخ ۲۵۰۰ ساله اش و در آمیختگی اش با شیعه گری همزاد است. 

تمام خاندان های مسلمانی که از قرن هفتم تا قرن پانزدهم میلادی در ایران حکومت کردند سنی مذهب بودند.  صفویان شیعه مذهب بودند.  اینان از شمال به پا خاستند و شاه اسماعیل اول  که از ۵۰۱ ۱ تا ۱۵۲۴ حکومت کرد  تنفر مرگ آوری نسبت به سنی ها داشت.  موقعی که به سلطنت رسید و ایران را کشوری شیعه مذهب اعلام کرد هدف دیگری هم در نظر داشت : جدا کردن امپراتوری ایران از قید و نفوذ مافوق قدرت مکه  و مدینه و استانبول و بخشیدن هویت ملیتی در ایران .  توضیح تشابهات بین ظهور شیعه گری در ایران و رفرماسیون در اروپای شمالی می تواند  به درازا کشیده شود اما می توانند ما را در درک آنچه که ایران امروز را می سازد یاری رساند . 

حسین بن علی، نوه پیغمبر اسلام حضرت محمد،  و هفتاد و دو تن از همراهان وی در  سال ۶۸۰ میلادی در کربلا بدست قشون بنی امیه کشته می شود. جنگ کربلا نقطه اوج رقابت برای جانشینی محمد پس از مرگ وی در سال ۶۳۲ میلادی بود. در آن زمان مسلمانان، مطابق سنت، خلیفه خود را از میان مجمع  بزرگان انتخاب می کردند. سنی ها که جمع اکثریتی بودند ابوبکر دوست نزدیک پیغمبر و پدر زنش را به جانشینی انتخاب کردند. گروه کوچکی از میان آنان در اعتراض گفتند که عمو زاده و داماد وی علی بن ابی طالب ویژگی های بیشتری برای احراز این مقام دارد . 

علی در ابتدا خلیفه شدن ابوبکر را پذیرفت و خود بعدا به  مقام چهارمین خلیفه منصوب شد. سنی ها از  آنان با  لقب خلفای راشدین یاد می کنند.  راشدین یا غیر راشدین، رقابت ها و تنش های این دوران  میان دو گروه  نتیجتا به جنگ داخلی انجامید  و پایان آن با ترور علی در کوفه، محلی در نزدیکی نجف – جنوب عراق امروز – همراه بود.  ظفرمندان جنگ ، به رهبری معاویه ، خلیفه شدند و خاندان بنی اومیه را در دمشق پایه گذاری کردند. اما حسین ، پسر کوچک علی، از پذیرش مشروعیت این خاندان سرباز زد .  همراهان حسین در این زمان عمدتا بردگان آزاد شده و ایرانیان زندانی شده در جریان جنگ بودند و شدیدا از خصال عربی بنی امیه انزجار داشتند . امویان لشگری عظیم به مقابله با حسین و همراهانش فرستاد. حسین و همراهانش علیرغم تعداد کم و در ضیق آب آشامیدنی شجاعانه جنگیدند ولی نهایتا مغلوب شده کشته شدند و بدینگونه بود که شهادت تبدیل به یک دکترین در عقاید شیعه گشت . 

گر چه هم سنی ها و هم شیعه ها اصول اساسی دینی شان را از محمد و قران وام می گیرند ولی تفاوت های فاحشی بین باورها و عادات  آن دو وجود دارد، مثلا داستان ها و تفسیراتی که هر یک جداگانه برای خود  اتخاذ کرده و بر آن عمل می کنند. از لحاظی شیعه ها، بر خلاف سنی ها، به باورهای مسیحیت و یهودیت نزدیک اند.  شیعه های ایرانی اکثرا دوازده امامی هستند. باور بر این است که این دوازده تن خصال روحانی والایی دارند که مشتق ازویژگی های محمد است.  آنان نور پیغمبر اند و راسل  به درک آموزه های وی . به کلامی دیگر، بر خلاف سایر پیروان پیغمبر، به انضمام روحانیون،  تنها اینان از حقانیت تفسیر قوانین شریعت بر خوردار هستند .  کلام محمد و امامان فرامین و راهنمائی های  ضروری برای پیروان است. و چون چنین است آنان ضرورتا معصوم اند و خداوند آنان را انتخاب کرده است . 

برای شیعیان علی اولین امام و عمو زاده و داماد پیغمبر است و سومین حسین است که به شهادت رسید .  تاریخ مرگ یازده امام ( از آغاز قرن هفتم تا قرن نهم میلادی ) در تاریخ اسلام ثبت است.  تاریخ مرگ امام دوازدهم هم در سال ۶۸۰ میلادی به ثبت رسیده است لکن، از دیدگاه دوازده امامی ها امام دوازدهم هیچگاه نمرد . وی غایب است و خداوند به خاطر ادامه حیاتش، وی را از انظارمخفی نگه داشته است. این امام تا زمان ظهور، یعنی روز رستاخیز، امام زمان محسوب می شود. از هنگام رجعت تا زمان بازگشت مسیح ( که در قران از وی با نام پیغمبر یاد می شود) که پایان جهان است، وی عدالت را بر زمینیان حاکم خواهد گرداند .غیبت امام دوازدهم  وسیله ای توجیه گر و دلیل اقتدارگرائی  مفسرین مذهبی و رهبرعظیم الشان امروز ایران  که از جایگاهی فاخر در قانون اساسی این کشور بر خوردار است می باشد . 

اقتدار رهبر و علما ( محققین و مفسرین متون الهی ) و نیز نفوذی که  اینان برمومنین  شیعه های جهان  و به خصوص بر ایرانیان دارند، چگونگی حضور اینان از جنبه های دیگری ولو حقایق  مذهبی  نیز قابل بررسی است.  در سنت سنی ها ( که درد سری برای غربی ها است، چرا  که رهبر بزرگی نیست که بتوان با او بر سرمیز مذاکره نشست ) پاپ اعظمی وجود ندارد، هیات کاردینال ها و بیشاپ هم غایبند.  سنی ها را می توان با شاخه ای از پروتستان ها ( پرسپتاریان -Prepetaryan )  مقا یسه کرد که در آن فرق زیادی بین پیروان و روحانیت نیست و نیازی هم به رابط و یا پیامبر بین مؤمنین و خداوند حس نمی شود.  ولی نصر چنین می نویسد: ”  شیعه گری بر اساس دید بدبینانه تری نسبت به گناه انسان ها بنا شده است.  از آنجایی که اینان  تا زمانی  که پیغمبر به کمکشان آید هیچ راه بیرون رفتی از اعمال گناهان کبیره ندارند بنابر این نیازمند به انسان های روحانی و الهی – امامان – هستند تا بتوانند با حقایق درون مذهب زندگی کنند . امامان به کمک می آیند و سبب استحکام رابطه بین بندگان و خداوند می شوند. علما این وظیفه امامان را بخاطر انسجام باورها برعهده دارند.  شیعه معتقد است که بدون رهبری درست معانی واقعی اسلام از دست خواهد رفت .” و به همین علت شیعیان خود را “سربازان علی “و یا شیعیان علی می نامند . 

یک چنان رهبر الهی حسین بن علی بود .  تفاوت نظر رهبریت در شیعه نسبت به سنت قرابت زیادی با سلسله مراتب کلیسای کاتولیسم دارد که در آن پدر روحانی رابطی است بین بندگان و خداوند.  در مقام کلیسایی سلسله مراتب دقیق تعریف شده است که به پاپ اعظم ختم می شود که نشان  درجه معصومیت است.  اسلام یک پاپ ندارد، مجتهدینی دارد – امروزه آیت الله – که وظیفه مندند، مثل کاردینال ها – مسائل روزمره اجتماعی و سیاسی و معنوی  مومنین را پاسخگو باشند .  کلیسای کاتولیک سالیان سال همه جانبه با مسائل سیاسی کشورهای موطن خود در آمیخته بود .  در بعضی کشور ها هنوز هم این چنین است. در ایران هم از زمان صفویه مذهب شیعه نقشی اساسی در بازی های سیاسی این کشور داشته است.  اما این که چه اندازه قدرت سیاسی داشته اند در دوران های متفاوت متغییر بوده است . 

سه نقطه قرابت دیگری هم با کلیسای کاتولیک وجود دارد که قابل ذکر است.  اول اینکه -کاتولیک ها هم هنگامی که مورد سرکوب قرار می گرفتند حق داشتند  فقط از لحاظ توجیهات اخلاقی وابستگی مذهبی شان را کتمان کنند.  و این به این دلیل بود که ایمانشان می باید حفاظت می شد. در شیعه گری هم چنین دکترینی وجود داردکه تقیه نامیده می شود. سنی ها هم چنین رویه ای را دارا می باشند ولی نه به دقت شعیان . علت تقیه به خاطر اینست که شیعیان در اقلیت و لذا بیشتر مورد ستم بودند.  دوم اینکه – اسلام سیاسی آیت الله خمینی شباهت های فراوانی با جنبش کاتولیسیسم آمریکای لاتین به نام  روحانیت آزادیبخش ”  liberation theology ” دارد که طی آن بخشی از روحانیت ادعا کردند که کلیسا وظیفه منداست به بهبود شرایط زندگی وحقوق شهروندی  مردم کمک کند.  و سوما – و مهمتر این که آخوندهای محلی در ایران قاعدتا از محله های خودشان می آیند و به همین دلیل هم آشنائی با آنها دارند ، همانگونه که پدران روحانی در ایرلند داشتند.  این  حس همسایگی به آنان قدرتی اعطاء کرد تا از قرن نوزدهم به بعد از توان سیاسی فراوانی بر خوردار شوند .

در قرن نوزدهم در خاورمیانه، مثل سراسر اروپا ، قدرت معنوی و قدرت دولتی درهم تنیده شده بود.  صفویه پیروان بی چون و چرای شیعه دوازده امامی بودند و همین اعتقاد سبب می شد تا برای وحدت دین در کشور کنترل دولتی را هم در دست داشته باشند .  آنان به هر دو هدف دست یافتند و از ان طریق روحانیت را تقویت کردند، مخالفین را ساکت کردند، کاری که شاه عباس بزرگ که از سال ۱۵۸۸ تا ۱۶۲۹ میلادی حکومت کرد انجام داد، و پایتخت را به اصفهان بردند .  شاه عباس سربازی شاخص و دولتمداری با هوش دست به باز سازی مساجد، پل، میدانگاه ها و بزرگترین بلوارها ی زمان زد .  قصر خود را گونه ای بنا کرد تا بتواند هم بر بازار و هم بر مسجد که مرکز نا  آرامی ها بودند نظارت داشته باشد . 

پس از مرگ شاه عباس فساد بزرگان و رهبران کشور ایران را چنان به قهقرا کشاند تا جایی که در سال ۱۷۲۲ میلادی  پطر کبیر -تزار روس – از سوی شمال به ایران حمله ور شد و ارتش افغان از سوی شرق . محمود افغان اصفهان را تسخیر کرد و خود را شاه ایران نامید . اما چندی بعد، فرمانده ای از خراسان به نام نادر قوای محمود افغان را شکست داد و موقتا حکومت صفویان را باز گرداند تا اینکه در سال ۱۷۳۶ میلادی به چنان قدرتی دست یافت که موفق شد صفویان را سرنگون کند و خود به شاهی برسد.  نادر در سال ۱۷۴۷ میلادی به قتل رسید واز ان پس ایران قریب به نیم قرن در گیر جنگ های داخلی شد تا اینکه در پایان قرن نوزدهم قاجارها ، قبیله ای ترک ایرانی ، بر ایران حاکم شد. آنان بتدریج برخی از سر زمین های از دست رفته و یکپارچگی کشور را  دو باره استقرار دادند و از سال ۱۷۹۶ تا سال ۱۹۲۵ میلادی حکومت کردند تا اینکه رضا خان با کودتائی  به جای آنان نشست.  رضا خان، همانگونه که خواهیم دید از طبقه ای پایین برخاست لیکن خصوصیت شخصی اش و کمک ژنرال ادموند ایرون ساید انگلیسی وی را سریعا از درجه استواری به ژنرالی و سپس به پادشاهی رساند . 

به تعریف عباس امانت ، ” از دوران شاه عباس به بعد هویت سوق الجشی ایران با اروپا گره خورد. ” مناسبات صفویان  با اروپائیان همه گاه به دلیل دو گانگی های مسیحیت اروپا و خطراتی که می توانست بیافریند و  نیز خطری که ترکیه بر سر سنی گری و شیعه گری می آفرید مورد سوال حاکمان بود.  سر انجام چنان شد که رابطه آنان با اروپا با کشورهایی آغاز شد که به ایران نزدیک تر بودند ولی رابطه با انگلیس نیز آغاز گشت که در ابتدا فقط نیت داد و ستد  بازرگانی داشت و نه مداخله در امور و مسائل کشوری . اولین ویزیتوری که  در سال ۱۵۶۱  از انگلیس به ایران آمد , آنتونی جنکینسون، مورد کم مهری  شاه طهماسب قرار گرفت.  جنکینسون تاجر لباس بود که از طرف کمپانی ماسکوی لندن ( Muscovy Company of London )برای امضای قرار داد های تجاری با ایران از طریق روسیه به ایران آمده بود .  وی با نامه ای از طرف ملکه الیزابت اول که به زبانهای لاتین, انگلیسی , ایتالیائی و عبری نوشته شده بود ,  همرا با نمونه هائی  از لباس های خود به قزوین که در آن زمان پایتخت صفویان بود وارد شد .  شاه و درباریان با هیچیک از آن زبان ها آشنا نبودند ولی خود جنکینسون توانست با زبان ترکی مقصود خود را بفهماند .  این ملاقات صحنه ای غریب بود و مجبورش کردند که کفش هایش را با کفش های یکی از صفویان عوض کند .  جنکینسون در گزارشی مینویسد  : ”  دلیل عوض کردن کفش ها این بود که چون مسیحی بودم و لذا کافر و نجس و مثل خود آنها  به پیغمبر دروغین و مرتضی علی کثیف( اولین امامشان )  باور نداشتم  نمی بایستی روی خاکشان راه می رفتم…وقتی نامه ملکه و نمونه لباس ها را تقدیم کردم از من پرسید از کدام کشورهای ” فرنگ  ” می آیم  –  در آن زمان ایرانیان همه کشورهای اروپائی را فرنگ می نامیدند   …و سپس اضافه کرد  وای بر شما کافران که ما با کافران دوستی نمی کنیم و از من خواست که بیرون روم ” 

علت اساسی رد پیشنهاد از جانب شاه این نبود که چون جینکنسون نجس و بی دین بود , آنگونه که جنکینسون بیان می کند , بلکه وی نمی خواست صلحی را  که اخیرا با ترکان عثمانی بر قرار کرده بود به خطر بیاندازد .  با این همه ، سفر جنکینسون همه اش هم بی نتیجه نبود .  شاه چهار سال پس از آن ملاقات اجازه بازرگانی با کمپانی ما سکوی را صادر کرد . 

سه دهه بعد برادران شرلی – آنتونی و رابرت – که شنیده بودند ممکن است از طرف شاه صفوی  به لطف پذیرفته شوند به دربار شاه رفتند و خدماتی  را  که آنان و حدود ۲۰ تن از هموطنان آنها  می توانستند برای دربار انجام دهند ارائه کردند .   رابرت ، برادر  کوچکتر شرلی ها ، بیش از دیگران با دربار قاطی شد.  گفته شده است که وی بود ، و این مدعا فقط از جانب برادر وی صادر نشده است ، که ارتش صفویه را به سان ارتش انگلیس نظم داد و که سبب موفقیت ایرانیان  در شکست عثمانیان در جنگ های ۱۶۰۳ تا ۱۶۱۸ میلادی شد .  اگر چه این ادعا امروز مورد شک است .  هر دو برادر برای شاه صفوی نمایندگانی برای دربار های دیگر شدند و وقتی آقای دادمور کتن ( Sir Dadmore Cotton ) دیپلمات انگلیسی به سمت اولین سفیر انگلستان به قزوین نزد شاه آمد ، رابرت وی را همراهی می کرد . دوران خدمت کتن زیاد به طول  نیانجامید , وی بعد از چند ماه مریض شد و در ۲۳ ژو ئیه سال ۱۶۲۸ در قزوین وفات یافت و پس از آن مدتی طول کشید تا سفیر دیگری به ایران آید .  گر چه کمپانی ماسکوی اولین بنگاه انگلیسی بود که وارد روابط تجاری با ایران شد اما این کمپانی هند شرقی بود که در قبال کمک های نظامی به شاه بزرگترین  قراردادهای تجاری کناره خلیج(فارس) را با ایران بست .  پرتقالی ها هم در خلیج مشغول تجارت بودندلکن به دلیل آنکه آنان بندر عباس را به اختیار خود در آورده بودند مورد بی مهری شاه قرار داشتند .  شاه بالااخره در سال ۱۶۲۲  تصمیم گرفت  بندر هرمز را  نیز که در اختیار پرتقالی ها بود باز پس گیرد و به دلیل عدم توانائی دریائی کمپانی هند شرقی را وادارد تا در شکست موفقیت آمیز علیه پرتقالی ها ایران را یاری رساند . 

پس از  پیروزی در بندر عباس و کمک های  آبی کمپانی هند شرقی ، شاه اجازه آغاز تجارت در این بندر را به آنان صادر کرد .ولی این کمپانی ناچار شد اداره مرکزی شان را به خاطر دور افتادگی بندر عباس به بصره که در آن زمان در خاک عثمانی ها قرار دشت منتقل کند .  اینان در عین حال شعباتی نیز در بندر بوشهر که به شهرهای شهراز ، اصفهان و تهران ( پایتخت ایران از سال ۱۷۸۶ به بعد ) وصل بود باز کردند و سر انجام در سال ۱۷۷۸ پایگاه اصلی شان را در بصره قرار دادند تا به راحتی در تمام تیغه خلیج(فارس ) رفت و آمد داشته باشند.  این کمپانی در آغاز فقط به تجارت اشتغال داشت لکن از آنگآهی  که قدرت و ثبات خود را در هندوستان تثبیت کرد و فرمانروائی لردهای هندی و نفوذ فرانسه را کاهش داد توجهات سیاسی شان در ایران نیز  اوج گرفت .افغان ها ، فرانسویان و روس ها ایران را به نوعی درب عقبی هندوستان می دیدند و انگلیس از آن زمان  برای  بیرون نگهداشتن آنان از ایران استراتژی شان را تغییر دادند .  افغان ها در سال ۱۷۸۹ جهت دست اندازی به ایران به این کشور  یورش آوردند و این آغازی بود برای وابستگی منافع دو کشور ایران و انگلستان .  دو قرن بعدی شاهد این در هم تنیدگی بود .

برای خواندن بخش پیشین

http://iranliberal.com/%d9%88%db%8c%da%98%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%84%db%8c%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%84/%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%87%d8%a7%d8%b3%d8%aa-4-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87-jack-straw-%d8%ac%da%a9-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7/